همسویی جبهه ملی با سیاستهای آمریکا در اسناد زیادی ارائه شده است . این سند نیز به این موضوع اختصاص دارد. این سند نشان میدهد که هیات اجرائیهی جبههی ملی خواستار توقف انتقاد از سیاستهای آمریکا شده است.
تلقی شاه و رژیم از توسعه و حفظ قدرت، وابستگی هر چه بیشتر به آمریکا و تأمین نیازهای انرژی آن همچون نفت بود. این موضوع به مسابقهای میان رژیم و رقبایی چون عربستان بدل شده بود که هدف اولیه آن رضایت آمریکا بود
یکی از افسران آمریکایی، به نام سرهنگ «لاری دیویس»، مورد حمله قرار گرفته است. او در حال بازگشت به اقامتگاهش بوده است که مردی به سوی او شلیک میکند و فرار میکند.
کنوانسیون وین که طبق آن مستشاران نظامی از حق مصونیت قضایی برخوردار میشدند یکی از جنجالیترین لایحههایی بود که هیچکدام از نخستوزیران شاه حاضر نبودند به آن تن دهند. چنانچه وقتی این طرح در زمان امینی بر سر زبانها افتاد، امینی از مطرح کردن آن در مجلس خودداری کرد
در نزد مورخان و حافظه تاریخی ملت ایران، خاندان زاهدی، خانواده نام آشنایی هستند که با ایفای نقش موثر در کودتای 28 مرداد 1332، خدمات ویژه ای به خاندان پهلوی نمودند و بعد از پیروزی کودتا نیز محمدرضاشاه به پاس خدمات این خاندان، فضل الله زاهدی را به عنوان نخست وزیر انتخاب و پسرش اردشیر زاهدی را به حلقه اول دربار راه داد و با موافقت با ازداواج وی با شهناز،...
آمریکا و شوروی دو ابرقدرتی بودند که پس از جنگ جهانی دوم از استعمارزدایی حمایت کردند. البته انگیزهها و محرکهای این دو کشور در اتخاذ این سیاست بایکدیگر شبیه بود. هر دو به منافع خود میاندیشیدند و لاغیر:
در این سند (متن صفحه ای از كتاب روابط خارجي امريكا ، خاورميانه و آفريقا، جلد 7) درباره اقدام قوام السلطنه به مذاكره با پيشه وري و اصرار شاه به اعزام 3 تيپ از ارتش براي مقابله با پيشه وري، مشاهده می شود.
در آغاز قرن نوزدهم ميلادي، كليساهاي امريكا درصدد برآمدند كه ميسيونرهایی را به ديگر ممالك دنيا بفرستند. از اين منظر، حضور امريكايي ها در ايران از 1776 ميلادي آغاز گرديد.
وابستگی ایران به آمریکا در دوره حکومت محمدرضا شاه به حدی بود که مانع از استقلال عمل کشور در سیاست داخلی و خارجی بود. به گونهای که اگر یکی از مسئولان بلندپایه کشوری تصمیم به انجام اقدامی در عره سیاست خارجی داشت، در وهله اول باید رضایت و موافقت آمریکا را کسب میکرد.
پیدا شدن منابع جدید نفتی و خارجشدن روسیه از شمال ایران، زمینه همکاری نزدیکتر بین ایران و آمریکا را فراهم آورد. بهخصوص آنکه مخالفت صریح آنها با قرارداد ناعادلانه ۱۹۱۹، اعتباری تازه برای آمریکاییان به ارمغان آورد و باعث پیدایش خط سوم در عرصه روابط خارجی ایران شد.
مقامات و سازمانهای سیاسی آمریکا با ابلاغ پپامها و دستورات خود به مأموران سیاسی حاضر در ایران، ضمن پیگیری حوادث، به مداخله در تحولات ایران نیز میپرداختند. با این حال پیامهایی که به آن افراد مخابره میشد گاه با تفاوتها و تناقضات زیادی مواجه بود و همین موضوع نشان دهنده دستپاچگی مقامات آمریکائی در اتخاذ یک تصمیم واحد و مشترک بود.
شاه بعد از روی کار آمدن کارتر، نسبت به سیاست خارجی آمریکا و رئیسجمهو جدید این کشور بدبین شد. چرا که طرح شعار حقوق بشر از سوی کارتر، برای شاه میتوانست دردسرآفرین باشد. از این رو شاه بارها به اشکال مختلف به انتقاد از کارتر و دموکراتها پرداخت.
آمریکا و انگلیس بارها با نقشههای متعدد تلاش نمودند تا موجبات سقوط دولت مصدق را فراهم آوردند. یکی از نقشههایی که آنان در این رابطه استفاده نمودند موضوع پررنگ کردن خطر کمونیسم و اثبات رابطه دکتر مصدق با شوروی و حزب توده بود.
روز ۱۶ مارس ۱۹۶۸ سربازان آمریکایی با خونسردی مثالزدنی به دهکده ویتنامی مایلای حمله برده و یکی از سیاهترین روزهای تاریخ معاصر را رقم زدند. آنها در عرض تنها چند ساعت صدها غیرنظامی بیگناه را به قتل رساندند.
آمریکا اساس سیاست خارجی خود با کشورهایی چون ایران را منافع ملی خود قرار داده بود. بدین معنا که اعطای هر گونه کمک به ایران، در گرو تمکین کامل از سیاستهای آمریکا قرار داشت. یکی از نمونهای این نوع سیاست را میتوان در اوایل دهه 1340 و روی کار آمدن علی امینی مشاهده نمود.